|
|
|
|
|
سال این خانه سر رسید..وبلاگ به خانه ی جدید اثاث کشی کرد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت توسط آناهیتا
|
||
|
|
|
|
|
از کرامات حق است شک به همه ی باورها... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
آن جا که سلیقه هست و عادت ...کثرت است و نفاق ..."من "ناپدید می شود ...بگریز از "جمع" |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت توسط آناهیتا
|
||
|
|
|
|
|
بهشت یعنی کامل شدن..."جاناتان مرغ دریایی" |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت توسط آناهیتا
|
||
|
|
|
|
|
جاده ی جهل بی انتها و خط کشی شده است...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
"یکتا پرستی" تفی بر چهره ی مذهب... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
در خلوت کوهستان بود که واژه ها لخت شدند...عریان همچون لحظه ی تٍولد ... و نسیم رهایی بود که زیباترین کامنت را بر تن عریانشان می نوشت...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت توسط آناهیتا
|
||
|
|
|
|
|
آرزومندم آرزویی نداشته باشی...
"زیر بارند درختان که تعلق دارند ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد"
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت توسط آناهیتا
|
||
|
|
|
|
|
و نگاه نوازش گر گاوانم آرزوست ...آن هنگام که می بویند مهربانی نان خشکیده در دستی را...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت توسط آناهیتا
|
||
|
|
|
|
|
"شکر" نیایشی خودخواهانه ...سپاس نعمتی که دیگری از آن محروم است...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت توسط آناهیتا
|
|
||